ني ني ناز مامي ني ني ناز مامي ، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

ني ني ناز مامي از راه رسید!! هوراااااااا

حال و هوای نوروز 91 با عرفانی

1391/1/27 21:03
نویسنده : مامي فریبا
2,635 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.com

niniweblog.com

سلام به همه خوانندگان وبلاگ نی نی نازمون. سال نو رو با تاخیر بهتون تبریک می گم و امیدوارم که براتون سالی پر زا برکت و شادکامی و سلامتی باشه .

niniweblog.com

niniweblog.com niniweblog.com

خوب باید بگم که علت تاخیرم خیلی هم عجیب نیست چرا که عرفانی هرچی بزرگتر و ملوس تر می شه شلوغیاشم بزرگتر می شه و واقعاٌ انرژی من روز به نیمه نرسیده تموم می شه ولی مزه ریختنا و شیطونیاش خستگی رو از تنم درمی بره .

niniweblog.com

niniweblog.com

niniweblog.comهر روز می گم خدایا من دیگه امروز از خستگی می میرم و به فردا نمی رسم ، دیگه هیچ نایی برام نمونده ولی روز بعد باز روز از نو روزی از نو. صبح که از خواب بلند می شم همینطورساعت رو نگاه می کنم و می گم خدایاکی شب می شه تا من سرمو بذارم رو بالش. آخه گل پسر طلا روزا هم زیاد خواب نداره و خیلی خستم می کنه و از کت و کول می افتم. ولی خدا نیرویی جادویی به مامانا داده که هیچ وقت خستگی اونارو از میدون بدر نمی کنه و هر روز با عشق بیشتری بزرگ شدن بچه هاشونو نظاره می کنند و با تمام وجودشون به پای فرشته کوچولوهاشون می سوزن.

niniweblog.com

niniweblog.comعرفانی هم یه کم هم بغلی شده و حتی موقع آشپزیم بغلمه. در غیر این صورت اونقدر گریه می کنه تا بغلش کنم. تازه بعضی وقتا هم آقا گل پسر برای اینکه شیر بخوره من باید سر پا راه برم تا میل بکنه. همش تقصیر اون خاله های ناقلاشه مخصوصاٌ کوچیکه (خاله سهیلاش). وقتی میریم خونه مامانم اینا اونقدر از این بغل به اون بغل می ره که خدا می دونه .خوب کاریشم نمی شه کرد این وروجک بلا نیومده بد جوری تو دل همه جا کرده و کاریشم نمی شه کرد دیگه آب از سرم گذشته و الانم نمی شه بغل رو ترکش داد.

niniweblog.com

niniweblog.com

نوروز امسال مثل سال قبل و حتی بیشتر برام خاطره انگیز و رویایی بود چون عرفانی پیشمون بود. پارسال تو دلم بود و امسال کنارم. نمی دونین چه حس خوبیه که ثمره وجودمونو تو بغل بگیریم و سال نو رو در کنار هم سه تایی جشن بگیریم. جوجه نوک طلامونم با تحویل سال نو چهار ماهشو به سلامتی تموم کرد و کلی هم عیدی نصیبش شد.

niniweblog.com

niniweblog.com

نی نی توپولی مون از سه ماهگی تقریباٌ غلت می زد و کم کم می خواست یه چیزایی رو ببگیره و اولیش موهای من بود، چنان کشید که یکیش کنده شد. الانم گل پسرم داره پنج ماهش کامل می شه و دیگه شیطونیاش سر به فلک کشیده.

niniweblog.com

niniweblog.comحسابی غلت می زنه و همه چیزو بخوبی می گیره و با نشستن تو بغل میونه خوبی نداره ،همش می خواد سر پا وایسه و گاهی هم اونقدر دست و پا می زنه که انگاری می خواد بدوه. تازه جیغاشم بنفش تر شده وقتی که با خودش بازی می کنه و حرف می زنه الهی قربونش برم عروسک مامی.niniweblog.com

niniweblog.com

بابی جون عرفانی هم، روز به روز وابسته تر و شیفته تر می شه به قند عسلمون و عرفانی دیگه کامل ما رو می شناسه و با خنده هاش دل آدمو می بره. وقتایی که سوار ماشین می شه آروم می شینه البته اونم کنار راننده و خیابون و ماشینارو نگاه می کنه. فکر کنم مثل بابی جونش عشق ماشین بشه. در ضمن این جوجه نوک طلا خیلیم بازیگوشه و همش می خواد یکی باهاش بازی کنه و یا بغلش کنه و خونه رو بگردونه تا با نگاه کردن به وسایلای خونه مشغول بشه.

niniweblog.com

من عاشقتم عرفانی . اون چشای ور قلنبیدتو می خوام گاز گاز بخورم وقتی ناز می کنی و می خندی برام قربون نفسات برم الهی .ماااااااااادر به فدات

niniweblog.com

niniweblog.com

به امید روزایی که بتونی حرف بزنی و با شیرین زبونیات زندگیمونو بیشتر از قبل شیرین کنی. ایشاا... خدا به همه بچه ها سلامتی بده و برای پدر و مادرشون نگه داره ، عرفان کوچولوی ماروهم همینطور. آمین

عکسای چهار ماهگی عرفانی

e

cjk

h

عکسای چهار ونیم ماهگی عرفانی

s

ht

a

s

عکسای نوروز ٩١ عرفانی

jk

df

سی

سی

شسی

'k

عکسای سیزده بدر عرفانی

jhl

k

 

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

مامان ماهان
7 اردیبهشت 91 18:14
سلام خوب هستین
بابای عرفان
20 اردیبهشت 91 16:53
با تو حکایتی دگر این دل ما بسر کند,شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند با وجود شما خوشبختی رو با تمام وجود احساس میکنم و آرزو دارم این خوشبختی نصیب همه جوونای ایرانی بشهبا دیدن عرفان و لبخندش همه خستگیام از تنم در میادخدایا شکرت!
خاله الهام جون
16 خرداد 91 11:20
سلللللاااااااااااااام مش بربريه من.چقدجيگره نگاهات ماشلا روز به روزم مردونه تر ميشي جيگره اون نگاهاي با ابهتتو خام خام الانم كه با بابايي رفتي حياط گردش. بازم سرميزنم
مامان امیر مهدی
18 خرداد 91 13:37
ماشالا چه پسرنازی خداحفظش کنه به ما هم سربزنید
امیر حسین
1 بهمن 92 16:03
سلام چقدر نازه پسرتون فک کنم الان که من دارم پیغام میزارم 1.5 سالش شده باشه لطفا بازم عکس بزارید ممنون
امیر حسین
1 بهمن 92 16:06
نه ببخشید بالای صفحه رو نگا نکردم امروز 2 سال و 2 ماه و 7 ساعت و 21 دقیقه و 10 ثانیه حالا 9 و حالا 8 و حالا 7 و... چشم بهم میزنین داماد شده ایشالا
مامي فریبا
پاسخ
سلام. ممنونم از اين همه محبتتون